عبدالله مستوفى

293

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

زنده كردن رسم و عادت ديرين ، بعد از پنج شش سال ، خيلى به من كيف داد . آخر شب به منزل آمده ، سحرى خورده ، فردا صبح جزو روزه‌داران بودم . در مدت غيبت من دو نفر از بزرگترهاى خانواده يكى حاجى ميرزا محمد برادرم در 1325 و ديگرى مستشار الملك پسر عمويم در 1326 مرحوم و هر دو در مقبرهء خانوادگى در حضرت عبد العظيم دفن شده بودند . حاجى ميرزا محمد هشتاد و سه سال و مستشار الملك هفتاد و دو ساله بودند . بعد از ورود بتهران تا چند روز قوم‌وخويشها و رفقا ، بعد از ظهرها و اوايل شب از من ديدن ميكردند . من بملاقات علاء السلطنه وزير امور خارجه و مشير الدوله وزير عدليه و سردار اسعد وزير داخله كه در پاريس با هم آشنا شده بوديم رفتم . ورود رسمى من بوزارت خارجه و اشتغال به كار ، باوجود قيد فوريت در تلگراف احضار ، بتأخير افتاد ؛ زيرا شغلى كه براى من در نظر گرفته بودند ، معاونت اول ادارهء روس بود و براى شخصى كه من بايد بجاى او منصوب شوم ، هنوز فكر كارى نكرده بودند . نظير تلگرافى كه به من شده بود ، براى ميرزا صادق خان اعتلاء خواهرزاده‌ام باسلامبول و ميرزا محمود خان ثقفى بلندن هم فرستاده بودند . خواهرزاده‌ام مثل من بلافاصله حركت كرده و چند روزى قبل از من وارد و بشغل معاونت اول ادارهء عثمانى برقرار شده بود . ولى ميرزا محمود خان چون ميل نداشت به ايران بيايد ، بوسيلهء پاره‌اى تشبثات معمول زمان ، در لندن ماند . من يكروز براى دفعهء دوم بملاقات مشير الدوله رفتم ، از كار من پرسيد ، گفتم گويا مرا براى معاونت اول ادارهء روس خواسته‌اند ، ولى چون هنوز جاى من خالى نشده است ، بيكارم . گفت من در وزارت عدليه بشما احتياج دارم ، ميل داريد با من كار كنيد ؟ گفتم آنچه جناب عالى صلاح بدانيد عين صلاح من است . گفت من با علاء السلطنه صحبت خواهم كرد . بعدها معلوم شد كه با وزير امور خارجه كه راجع به اين موضوع صحبت كرده است ، ايشان قدرى عصبانى شده و جواب رد داده‌اند . در هر حال بعد از يكى دو ماه با همان سمت معاونت اول ادارهء روس ، وارد كار شدم . در اين اداره سه نفر فارغ التحصيلان مدرسهء سياسى مشغول كار بودند يكى ميرزا هاشم خان بهنام و ديگرى ميرزا محمد على خان مقدم وزير مختار اخير لندن و سومى انوشيروان خان ( جناب آقاى سپهبدى ) بودند . ميرزا هاشم خان فارغ التحصيل دورهء بعد از من و به سمت معاونت دوم ادارهء روس برقرار بود . محمد على خان مقدم بجاى من « 1 » با سمت وابسته ، مأمور سفارت پطرزبورغ

--> ( 1 ) - در اين دوره برحسب قاعدهء قديمى ، مأموريت محل لازم داشت . مقصود از محل ، محل حقوق اداريست كه بدون آن ممكن نبود كسى را بمأموريتى بفرستند يا كارى به او رجوع كنند . اينكه مينويسم بجاى من مقصودم محل حقوق اداريست . در آن دوره با اينكه نظامنامه و قانونى براى وزارتخانه‌ها نوشته نشده بود ، همان قانون طبيعى ادارى را همه رعايت ميكردند و مثل امروز نبود كه باوجود قوانين و نظامات زياد كه تعيين مامور بىحقوق را ممنوع داشته است ، وزرا با احكام خود مأمورين بىمحل حقوق ميتراشند و به اين و آن حقوق و شغل ميدهند .